محمد شمس، مشهور به شمس اصطهباناتی، شاعر، واعظ و چهره فرهنگی استهبان بود که بخش قابل توجهی از شعر و فعالیت ادبی خود را به بازتاب زندگی، زبان، باورها و فرهنگ مردم زادگاهش اختصاص داد. نام او در حافظه فرهنگی استهبان، بیش از هر چیز با شعرهای محلی، غزل، طنز و سرودههای آیینی گره خورده است.
شمس اصطهباناتی در سال ۱۲۸۸ خورشیدی در استهبان فارس و در خانوادهای مذهبی و روحانی به دنیا آمد. بنا بر منابع محلی، نام اصلی او محمد شمس بود و پدرش ملا آقا نام داشت. او تحصیلات مقدماتی خود را در مکتبخانه گذراند و از حدود دوازدهسالگی به سرودن شعر روی آورد.

او در آغاز زندگی مدتی در بلدیه استهبان مشغول به کار بود، اما علاقه و استعدادش در شعر و سخنوری سبب شد مسیر زندگی خود را در جهت فعالیتهای ادبی و مذهبی دنبال کند. شمس به لباس روحانیت درآمد و بهعنوان واعظ و سخنران مذهبی در استهبان و دیگر نقاط فارس شناخته شد. منابع محلی از صدای خوش، بیان روان، حضور ذهن و توانایی او در ارتباط با مردم یاد کردهاند.
شاعری پیوندخورده با مردم
اهمیت شمس اصطهباناتی تنها به سرودن غزل محدود نمیشود. یکی از ویژگیهای برجسته آثار او، توجه به زبان و فرهنگ عامه مردم استهبان است. او بخشی از سرودههای خود را با استفاده از گویش محلی و واژگان رایج میان مردم منطقه سروده و از این طریق، بخشی از زبان شفاهی و اصطلاحات فرهنگی استهبان را در قالب شعر ثبت کرده است. پژوهشها و مجموعههایی که بعدها درباره آثار او منتشر شد نیز بر همین جنبه از میراث ادبی او تأکید دارند.
در شعرهای محلی شمس، میتوان نشانههایی از زندگی روزمره مردم، آداب و رسوم، باورهای مذهبی، روابط اجتماعی و طنز موجود در فرهنگ بومی را مشاهده کرد. همین ویژگی موجب شده است آثار او علاوه بر ارزش ادبی، برای مطالعه فرهنگ عامه و گویش استهبانی نیز اهمیت داشته باشد.
طنز در کنار شعر آیینی و غزل
شمس اصطهباناتی شاعری چندوجهی بود. در کنار غزل و اشعار مذهبی، سرودههای طنزآمیز نیز در کارنامه او دیده میشود. یکی از شناختهشدهترین آثار او منظومه «خفهدونی» یا «خرنامه» است؛ منظومهای طنزآمیز که به گویش محلی سروده شده و در آن بخشهایی از زندگی اجتماعی و فرهنگ مردم استهبان با زبان طنز بازتاب یافته است. این منظومه در ۴۳۴ بند سروده شده و پژوهش و گردآوری آن بعدها توسط محمدرضا آلابراهیم انجام و منتشر شده است.
در سوی دیگر، ارادت شمس به خاندان پیامبر(ص) و فضای مذهبی جامعه آن روزگار در بخش دیگری از آثارش نمود دارد. از او غزلها و سرودههای مذهبی و همچنین نوحههایی درباره واقعه عاشورا و شخصیتهای مذهبی برجای مانده است.

تلاش برای حفظ میراث شعری شمس
بخش مهمی از شناختهشدن دوباره شمس اصطهباناتی در دهههای اخیر، حاصل تلاش پژوهشگران و علاقهمندان فرهنگ استهبان برای گردآوری و انتشار آثار اوست. محمدرضا آلابراهیم از جمله پژوهشگرانی است که مجموعههایی از آثار شمس را گردآوری و منتشر کرده است.
از جمله این آثار میتوان به «غزلیات شمس اصطهباناتی»، «شاهکار عشق یا شور عاشورا»، مجموعه اشعار محلی و مجموعه نوحههای شمس اشاره کرد. «غزلیات شمس اصطهباناتی» نیز با کوشش محمدرضا آلابراهیم منتشر شده و معرفی آن در مطبوعات محلی، بار دیگر توجه علاقهمندان ادبیات را به شعر این شاعر استهبانی جلب کرده است.
اهمیت این آثار تنها در گردآوری اشعار یک شاعر درگذشته خلاصه نمیشود؛ بلکه در حفظ بخشی از میراث شفاهی و ادبی استهبان نیز قابل توجه است. بهویژه شعرهای محلی شمس، واژهها و ترکیباتی را در خود جای دادهاند که بخشی از حافظه زبانی نسلهای گذشته منطقه محسوب میشوند.
همچنین کتاب مقالات شمس که مجموعه ای از نوشتارهایی است که به زندگی و آثار شمس اصطهباناتی توسط اهالی ادب و نویسندگان معاصر است به زودی به زیور طبع آراسته خواهد شد.
برگزاری همایش یکصدمین سال تولد شمس اصطهباناتی در سال ۱۳۸۸ توسط موسسه فرهنگی هنری خانه هنرمندان استهبان نیز نقش عمده و قابل بسزایی در زنده کردن نام و یاد شمس اصطهباناتی در بین مردم داشت.در همان مراسم بود که به پیشنهاد مجید فرهمندی مدیرعامل خانه هنرمندان استهبان نام سالن اجتماعات اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی استهبان که در آن دوران تنها سالن آمفی تئاتر استهبان بود به نام شمس اصطهباناتی نامگذاری شود.
پایان زندگی و ماندگاری در حافظه فرهنگی استهبان
محمد شمس، مشهور به شمس اصطهباناتی، در ۲۴ تیرماه ۱۳۵۸ خورشیدی درگذشت. بر اساس منابع محلی، پیکر او در شیراز و در جوار آستانه سیدعلاءالدین حسین به خاک سپرده شد.
با گذشت دههها از درگذشت او، نام شمس همچنان در میان علاقهمندان شعر و فرهنگ استهبان زنده است. برگزاری برنامههایی برای بزرگداشت او، از جمله برنامهای به مناسبت صدمین سال تولد شمس اصطهباناتی، نشاندهنده جایگاه این شاعر در حافظه فرهنگی منطقه است.
شمس اصطهباناتی را میتوان از شاعرانی دانست که شعر را از فضای محدود محافل ادبی به میان زندگی مردم بردند. زبان ساده، توجه به گویش بومی، طنز اجتماعی، شعر آیینی و پرداختن به تجربههای روزمره مردم، مجموعهای از ویژگیهایی است که آثار او را به سندی ادبی از بخشی از فرهنگ و زندگی مردم استهبان تبدیل کرده است.
امروز، بازخوانی آثار شمس اصطهباناتی صرفاً بازگشت به شعر یک شاعر متعلق به گذشته نیست؛ بلکه فرصتی برای شناخت بخشی از هویت زبانی، ادبی و فرهنگی استهبان و پاسداشت میراثی است که اگر ثبت و بازخوانی نشود، بخشی از آن ممکن است در گذر نسلها از حافظه جمعی فاصله بگیرد.
شمس اصطهباناتی شاعری بود که در کنار شعر، بخشی از صدای مردم استهبان را نیز برای آیندگان به یادگار گذاشت.
مجید فرهمندی
