اندک سالیانی پیش در آئین نکوداشت فرزانگان دانشگاه آزاد اسلامی استهبان، سخنران مهمان که خود از اندیشوران خوشنام استانی است گفت: “که نیک مردمان دیار استهبان باید در داشته های خویش نه تنها به داشتن انجیر و زعفران، دو گوهر خویش کاشته خویش بنازند- که حق دارند چنین کنند- چون تولید کننده انجیری هستند که در سراسر گیتی آوازه اش گسترانیده و زعفران خوشبو و عطری را می پرورانند که آن را بر صدر بازار  نشانده اند؛ امّا به تابان گوهر دست پرورده ی خود، به دانشگاهی ببالند که که از راه رسیده پرچم سربلندی و افتخار را پرتوان بر دست برده آن چنان که گوی سبقت را حتی از مدعیان دیرین علم آموزی و دانش پروری ربوده بر بلندای اندیشه پروری، دانش آفرینی و کارآفرینی رسیده است”.

آنچه آنگونه بیان شد گفتمان حقیقتی است که تواترش گواه راستی آن است.  انجیر و زعفران استهبان در کنار انار خوشرنگ و خوش طعم ایج، جلوه گاه زیبای آبشار، جوزا و چشمه ساران استهبان، تفرجگاه مرغک و بختگان پرشکوه، به قول شاعر مُشکی بود که نیازی به گفتن عطار نداشت؛ لکن در کنار این همه هدایای خدادادی، انبوه افتخارات علمی، دانش آموختگان توانمند، مقالات علمی فراوان و حضور پرتوان در آوردگاه های علمی ملی و بین المللی نیز نشان از وجود تابان دانشگاهی بود که در میان باغستان های انجیر، در همسایگی آبشارهای باطراوت و کشتزارهای زعفران شعاع نور دانش و فرهنگ خود را در پهنه میهن متساطع می کرد.

افسوس! امروزه اما فروغ ستارگان بخت شهر به افول گرائیده؛ از یک سو بروز دوران خشکسالی پیش بینی نشده توان باربری را از درختان انجیر گرفته و اندک رطوبت لایه های زیرین خاک نیز توسط چاه های عمیقی که بی حساب و کتاب کارشناسانه و علیرغم هشدارهای آگاهان و دلسوزان زیست محیطی حفر شد و آب هایی که پشتوانه رطوبت خاک بوده توسط برنامه ریزان نالایق و سودجویان بی تقوی غارت و زمین خشک شده، باغات انجیر را به سوی نابودی کشاند.

سرگذشت زعفران، اما گونه ای دیگر است؛ این هدیه الهی، اگر چه هنوز سوسن وار سرزمین پر برکت استهبان را می آراید و با رنگ و بوی بی مانند و نادر خود صفابخش سفره پارسیان است، امّا این نیز دچار نامهربانانه بدون متولّی رها شده است؛ آنگونه که شاهدیم، که اگر چه مبارک است که دیار دیگر همجوار نیز به کشت و گسترش زعفران همت گذاشته اند، اما نه چندان خوشایند است که مهد انجیر و زعفران حتی در غربت بماند و این دو شفابخش شهدآگین شاهد شادمانی دیگران شده باشد. جشنواره انار که دیگران به آن همت گماشته اند باکی نیست، امّا اینکه جشنواره زعفران هم در شهرستان دیگری در همجوار ما برگزار شود کمی غفلت است، و لابد اگر چنین باشد به زودی جشنواره انجیر هم در شیراز یا تهران برگزار می شود.

سرگذشت دانشگاه اما غم انگیزتر است. دانشگاهی که با خون دل مردمان این دیار، تلاش دلسوزانه و ایثارگرانه بنیانگذاران و مدیران، و پرچمداری  بهترین متخصصین اُستان ساخته شده و پس از سی سال تلاش آن چنان سرآمد شده است که اکنون در هر گوشه ای از استان و حتی کشور درخشش دانش آموختگانش شهره شده است و بسیاری از مدیران ستادی اُستانی و کشوری، مدیران شرکتهای دولتی و خصوصی و حتی  اعضاء هیات علمی بسیاری از مؤسسات آموزش عالی و واحدهای دانشگاه آزاد را همین دانش آموختگان تشکیل می دهند.کافی است که در فضای اینترنت مقالات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد استهبان را جستجو کنید تا گذشته پر شکوه علمی آن را نظاره گر باشید.

امروز اما شاهد کم مهری میراثی هستیم که هر گوشه آن خاطره با شکوهی را با خود به همراه دارد. از سر در ورودی که یادمان روزهای شادمانی دانشگاه است گرفته و تا فضای سرسبز و زیبایی که هر بوته و درخت آن حاصل  سرانگشت باغبان دلسوزی است که با عشق و دلبستگی دانشگاهی شاداب و با طراوت به دانشجویان و اساتیدش هدیه کرده، تا کلاسهای درس بی نظیر، کتابخانه ای نادر که با داشتن حدود ۸۰۰۰۰ جلد کتاب نفیس و نادر خود یکی از سرمایه های یگانه استان است، آزمایشگاههایی که تک تک ابزارهای آن با خون دل تهیه و حتی برخی از آنها با تجهیزات دانشگاه های بزرگ کشور برابری می کند و دانشجویانی که سرمایه بزرگ این دانشگاه هستند. این همه ارزش و این سرمایه گرانبها اکنون نیازمند نگاهی ویژه است. باید شکوه گذشته خود را بازیابد. امام جمعه محترم، اهالی، همشهریان مهاجر  و مسئولین شهر باید تا فرصت باقی است به یاری دانشگاهیان بشتابند. باید دوباره نهضتی راه بیافتد تا دانشگاه شکوه از دست رفته خود را باز یابد. دانش آموزان باید قدر این فرصت ویژه را بدانند. والدین با چشمان باز راه فرزندان خود را به سود دانشگاه بگشایند. مسئولین برای حضور دانشجویان شهرهای هم جوار راه را هموار کنند.

می خواهم از این طریق صدای ما به گوش مسئولین کشوری و استانی به خصوص متولیان دانشگاه آزاد اسلامی برسد که نگذارند این چراغ فروزان کم نظیر کورسو شود و این حرارت جان افزا به سردی گراید. باید در بازیابی توانمندی گذشته آن همت بگمارند.

مهدی مخبری، عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی استهبان