استهبان را دریابیم …
فرماندار عزیز، اعضای محترم شورای شهر، شهردار گرامی، رؤسای محترم ادارات؛ شما بیش از شهروندان مسئول هستید. کاش حرکتی می شد و ظرفیت سنجی و برنامه ریزی حداقلی میان مدت انجام می شد.
شایسته نیست این همه ظرفیت، تجربه و زمان ارزشمند هرز برود.
استهبان شهریست نمایان بر نقشه ایران زمین، این شهر واژه «سابنات» در گویش محلی مان نیست که تنها عده ای محدود با این نام میشناسندش! استهبان برای ایران، شناس است.
دیروز ۲۴ آبان ماه بود و «اولین جشنواره زعفران» در شهر مشکان برگزار شد. در پاسارگاد اما «جشنواره بنه» بود و برنامه های خوبی اجرا گردید. چندی پیش نیز در دشمن زیاری «جشنواره غوره» برقرار بود که چندین سال از اولین اجرایش می گذرد. باید به مردم و مسئولان این شهرها تبریک گفت که همت والای خود را برای نمایش ظرفیت های شهرشان به منصه ظهور می رسانند. در فصول مختلف و در بیشتر شهرها ظرفیت هایی برای نمایش صنعتی دستی، رسم و آئین و یا رخدادهای ویژه وجود دارد که می تواند جاذبه ای برای نمایاندن توانمندی ها، فرهنگ و هنر آن دیار باشد و راهکاری برای رونق اقتصادی و افزایش درآمد ساکنان آن شهر
شهر ما نیز کم ظرفیت ندارد، برخی منحصر به فردند و بعضی شاخص، محصول زعفران که مدعی بهترین کیفیت در عطر و طعمش هستیم، در حد ادعا اکتفا کرده ایم و معمولا حرکتی تاثیرگذار دیده نمی شود. از جنبه معرفی، باغات و محصولات انجیر استهبان نیاز به توضیح ندارد چرا که شاخصه و بهترین معرف استهبان است. بزرگترین انجیرستان دیم جهان، وسیع ترین باغشهر دست کاشت گیتی، بزرگترین تولید کننده انجیر خشک در دنیا و …
نمی دانم چرا این قدر ضعیف و بی برنامه عمل کرده ایم. کافی ست برای یکی از ده ها ظرفیت های موجود در استهبان سرمایه گذاری فرهنگی-اجتماعی شود، آن زمان است که می توان پیامدها و تغییراتی اثرگذار را در اقتصاد و فرهنگ شهرستان مشاهده کرد. جشنواره انجیر استهبان، جشنواره انار ایج، جشن نوروز، جشن روز استهبان، جشنواره آئین سنتی کرش و … که همگی تنها یک بار برگزار شدند چه پیامدهایی برای شهرستان داشته اند. شادمانی، احساس غرور و هویت و احساس تعلق تنها گوشه ای از تاثیر این برنامه ها برای ساکنان این دیار و مهمانان بوده است. نمایش و معرفی، ارائه و فروش، افزایش آگاهی و معلومات قسمتی از نتایج فرهنگی، اقتصادی و اجتماعی این گونه برنامه هاست.
اما چرا رغبتی برای ادامه این گونه برنامه ها و جشنواره ها نیست؟ مگر برگزاری جشنواره های انگشت شمار سال های قبل زیانی برای شهرستان داشت؟ گاهی مخالفت هایی با این برنامه ها می شود که بر اساس ذهنیت و برداشت افراد شکل می گیرد. این نظرات نیز می تواند راهگشا باشد و می توان همین اختلاف نظرها را نیز فارغ از مسائل سیاسی و جبهه گیری های مضر، حل و فصل کرد.
برای کمک به شناساندن زعفران استهبان، به جز اقدامات فردی -که البته بیشتر در مسیر منافع اقتصادی بوده است- آیا کار دیگری صورت گرفته است؟ بعید است فعالیتی درخور انجام شده باشد. متاسفانه هنوز سواد کافی و اراده لازم برای فعالیت فرهنگی یا اجتماعی این چنینی نداریم. تک تک ما مردمان این دیار، مسئولان، سازمان های دولتی و انجمن ها و سازمان های غیر دولتی همه و همه مقصریم. چرا در حالی که نماد شهر ما انجیر هست اما جشنواره انجیر استهبان تنها یکی دو دوره برگزار شده است؟
فرماندار عزیز، اعضای محترم شورای شهر، شهردار گرامی، رؤسای محترم ادارات؛ شما بیش از شهروندان مسئول هستید. کاش حرکتی می شد و ظرفیت سنجی و برنامه ریزی حداقلی میان مدت انجام می شد.
شایسته نیست این همه ظرفیت، تجربه و زمان ارزشمند هرز برود.
استهبان شهریست نمایان بر نقشه ایران زمین، این شهر واژه «سابنات» در گویش محلی مان نیست که تنها عده ای محدود با این نام میشناسندش! استهبان برای ایران، شناس است.
استهبان نگینی ست در قلب زاگرس و گوهریست که کهن دیار پارس سالیان طولانی است که در آغوشش گرفته است. استهبان شایستگی بهترین جایگاه ها را دارد، یاریش کنیم و دریابیمش!
رسول حاجی باقری
دبیر گروه مردمی دیده بان استهبان

استهبان را دریابیم